یا بنی آدم

از خدا غافل مشو

یا بنی آدم

از خدا غافل مشو

یا بنی آدم

یا بَنی آدَمَ

أَنا غنَیُّ لا اَفتَقِرُ

اَطِعنی فی ما أمَرتُکَ اَجعَلَکَ غَنیّاً لا تَفتَقِرُ

یا بَنی آدَمَ

أنا حَیُّ لا اَموتُ

اَطِعنی فی ما أمِرتُکَ أجعَلَکَ حَیّاً لا تَموتُ

یا بَنی آدَمَ

أنا أقولُ لِلشَیّءِ کُن فَیَکون

اَطِعنی فی ما أمَرتُکَ اَجعَلَکَ تَقولُ لِلشَیّءِ کُن فَیَکون

۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهادت» ثبت شده است




یا اباعبدالله یا اباعبدالله
یارا دلبر و دلدارا ماه جهان آرا میکشد عشق تو آخر سر ما را
جانا سید و مولانا حضرت سلطانا تشنه تو هستم سید العطشانا
جانم جانم به صدای نوکرات به دلهای مبتلات به مسیر اربعین به نجف تا کربلات
جانم جانم به شفای تربتت به پر علامتت به دلی که میتپه برای زیارتت
یار بطلب سید و مولا بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب
یار بطلب سید و مولا بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب

یارا دلبر و دلدارا ماه جهان آرا میکشد عشق تو آخر سر ما را
جانا سید و مولانا حضرت سلطانا تشنه تو هستم سید العطشانا
جانم جانم به صدای نوکرات به دلهای مبتلات به مسیر اربعین به نجف تا کربلات
جانم جانم به شفای تربتت به پر علامتت به دلی که میتپه برای زیارتت
یار بطلب سید و سالار بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب
یار بطلب سید و سالار بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب
دردم هر نفس و هردم دور تو میگردم سینه زدن یعنی سینه سپر کردن
آهم یک دم کوتاهم جز تو نمیخواهم روضه ی تو تنها سیر الی اللهم
جانم جانم به قبار مقدمت به غم محترمت به طلوع کربلا به غروب حرمت
جانم جانم به سپاه تو حسین به نگاه تو حسین به کسی که اومده تو پناه تو حسین
آه بطلب آمدم ای شاه بطلب آه بطلب آمدم ای شاه بطلب
سینه زنو تا حرم ماه بطلب
یار بطلب سید و سالار بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب
یار بطلب سید و سالار بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب
آی لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین
یارا دلبر و دلدارا ماه جهان آرا میکشد عشق تو آخر سر ما را
جانا سید و مولانا حضرت سلطانا تشنه تو هستم سید العطشانا
جانم جانم به صدای نوکرات به دلهای مبتلات به مسیر اربعین به نجف تا کربلات
جانم جانم به شفای تربتت به پر علامتت به دلی که میتپه برای زیارتت
یار بطلب سید و سالار بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب
یار بطلب سید و سالار بطلب خسته ام آقا به علمدار بطلب

یه بنده خدا
۲۳ مهر ۹۷ ، ۲۱:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر


آنچه می خوانید متن نامه ایست از شهید احمدرضا احدی دارنده ی رتبه ی نخست کنکور پزشکی سال ۶۴ ، که ساعتی قبل از شهادت نوشته شده است.

«بسم رب الشهدء و الصدیقین»

چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرود یک خمپاره ، قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ، یعنی آتش ، یعنی گریز به هرجا ، به هر جا که اینجا نباشد ، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند ؟ دخترم چه شد؟
به راستی ما کجای این سوال و جواب ها قرار گرفته ایم؟
کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ، از قصه ی دختران معصوم سوسنگرد باخبر است؟
کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده ، کشته شده و در آن جا دفن شده؟
چه کسی است که معنی این جمله را درک کند : «نبرد تن و تانک!»
اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟

آیا می توانید این مسئله را حل کنید :
گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله ی هزار متری شلیک می شود و در مبدأ به حلقومی اصابت و آن را سوراخ و گذر می کند. حالا معلوم نمایید ، سر کجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟ و کدام… و کدام…؟ توانستید؟!

اگر نمی توانید ، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید :
هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ۱۰ متری سطح زمین ، ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده ی مهران- دهلران حرکت می کند ، مورد اصابت قرار میدهد. اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟

چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟ چگونه می توانیم در شهر خود بمانیم و فقط درس بخوانیم؟ چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه ی کتاب ، لانه بگیریم؟
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی ؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟ از خیال ، از کتاب ، از لقب دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟
کدام اضطراب ، جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس؟ دیر رسیدن به سر کلاس؟ نمره گرفتن؟
دلت را به چه بسته ای؟ به مدرک ، به ماشین ، به قبول شدن در حوزه ی فوق دکترا؟

آی پسرک دانشجو ، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟ جوانی به خاک افتاده است؟
آی دخترک دانشجو ، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند و آنان را زنده به گور کرده اند؟
هیچ می دانستی ؟ حتماً نه! هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات به هم گره می خورد ، به دنبال آب ، گشته ای تا اندکی زبان خشکیده ی کودکی را تر کنی و آنگاه که قطره ای نم یافتی و با امید های فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی ، دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد؟!

اما تو اگر قاسم نیستی ، اگر علی اکبر نیستی ، لااقل حرمله مباش! که خدا هدیه ی حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد!

صفایی ندارد ارسطو شدن ، خوشا پرکشیدن ، پرستو شدن…

یه بنده خدا
۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۱۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر


خدایا نکند وارثان خون این شهیدان در راهشان گام نزنند؟! نکند شیطانهای

 کوچک با خون اینان خان شوند؟

نکند جان مایه ها، برای بی مایه های دون، سرمایه مقام شود. نکند زمین خونرنگ 

به تسخیر هواداران نیرنگ در آید. نکند شهادت اینها پایگاه «دنائت» آنها بشود!؟ 

نکند میوه درخت فداکاری اینان را صاحبان ریاکاری بچینند؟!
نکند جنگ یارانمان به چنگ فرنگی مسلکان افتد!؟ نکند خونین کفنان در غربت 

بمیرند تا «خویش باوران غرب» کام گیرند!؟
خدایا! ماندن چقدر دشوار است و در غربت زمین، بی یار و یاور حضور داشتن،

 همانند غیبت است. شهید مهدی رجب بیگی

یه بنده خدا
۳۰ دی ۹۶ ، ۲۰:۱۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر


 

یه بنده خدا
۱۳ آبان ۹۶ ، ۱۹:۱۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر

یه بنده خدا
۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۱:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

آیا ندای فریادخواهی ملتهای مظلوم و مسلمان را نمی شنوید؟شاید تصور

 کنید که می‌گویم بیشتر از توان خود را هزینه کنید اما آیا به کمترین میزان نیز

 که حفظ حرمت و ابهت انقلاب و مملکتمان می باشد نمی توانید هزینه کنید؟ آیا

 اگر مقداری از مایحتاج زندگی بر ما کاسته شد باید سراسیمه شده

 به جان هم بیفتیم؟
عزیزانم راه را غلط نروید راه همان است که رهبر فرزانه انقلاب مارا بر آن 

هدایت می کند هوشیار باشید که دشمن ریشه مارا هدف گرفته، 

چشم دشمن را هدف بگیرید 

شهید علی عسگری

یه بنده خدا
۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۵:۳۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

مبادا فکر کنید که پناه بردن به شهادت فرار از مرگ است ما

 میرویم تا به رنج دیدگان جامعه ی فردا بگوییم که زندگی در رفتن 

به سوی معبود است،نه به مقاصد دنیایی رسیدن.

شهید عبدالله قنبری

یه بنده خدا
۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر


در مقابل مصائب و مشکلات تحمل داشته باشید. باید برای استقرار حکومت الله 

رنج‌های فراوان کشید، زیرا که در کنار هر سختی آسانی است. و اما هدف نهایی

 رسیدن به معبود است، و شهادت نزدیکترین راه است. باید به هوش باشید که از

 کاروان به حق انقلاب اسلامی فاصله نگیرید شهید احمد آخوندی

یه بنده خدا
۳۱ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


 ای مردم این جانها از خودمان نیست، آن را خداوند تبارک و تعالی به ما داده و

 روزی هم از همه می گیرد. پس اگر این بدنها برای مرگ آفریده شده است که چه

 بهتر که انسان در راه خدا کشته شود. شهید مدافع حرم علی شاه سنایی

یه بنده خدا
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۰۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


 روا نمی‌دانم ‌در برابر دشمن بنشینم. اکنون با توکل بر خدا می‌روم. یا پیروز 

 بر‌می‌گردم و یا شهید، که پیروزی معنوی است و در هر حال رضای خدا در آن

 است و زیانی در آن نیست. از هیچ قدرتی نمی‌ترسم، چون بالاتر از کشته شدن

 چیزی نیست و کشته شدن در راه خدا سعادت ابدی است. شهید ثابت نیا 

یه بنده خدا
۱۴ تیر ۹۶ ، ۱۷:۴۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر